یادداشت دکتر محمدجواد نائیجی، عضو هیئت علمی دانشکده مدیریت و حسابداری درسوگ درگذشت دکتر برومند

82 بازدید

سوگنامه‌­ای برای دکتر برومند عزیز

مدیر برومند دانشگاه

خبر بهت‌­آور بود و غیرقابل باور: دکتر محمدرضا برومند به علت ایست قلبی به دیار باقی شتافت. برای مایی که سالها افتخار دوستی نزدیک با این استاد علوم ورزشی و بالاتر از آن استاد اخلاق را داشته‌­ایم شکافی عمیق در روح و جانمان ایجاد شده است که قابل جبران نیست. او نه تنها همکار و همدمی وفادار، بلکه چراغ راه و الگویی از دلسوزی، صداقت و تعهد بود. نفس مطمئنی که آرامش برخورد با او، تا مدتها بر جان انسان می‌­نشست.

درست است که محمدرضای عزیز ما واجد ارزش­های والای اخلاقی و عاطفی بود، درست است که او محبوب قلب جمع کثیری از اساتید و کارمندان و دانشجویان دانشگاه بود، درست است که او نماد تلاش و تعهد بود، اما به‌­عنوان یک دانش­‌آموخته و شاگرد مدیریت، نمی­توانم از وجوه عالی مدیریتی او بگذرم. دکتر برومند در طول سال‌ها حضور در دانشگاه، مسئولیت­های متعددی را بر عهده داشت که هر یک نشان‌دهنده توانمندی و تعهد ایشان به دانشگاه بود. او سال­ها مدیر امور فرهنگی و اجتماعی، مدیر امور دانشجویی، مسئول بسیج دانشکده علوم ورزشی و رئیس مرکز تربیت بدنی دانشگاه بود و در تمامی این مسئولیت‌ها، رفتارش همواره دقیق، اصولی و مبتنی بر قواعد مدیریتی بود. در مدیریت فرهنگی، تلاش می‌کرد فضایی فراهم آورد که دانشجویان بتوانند در محیطی پویا و خلاق رشد کنند. بسیاری از رویدادهایی که در این سال­ها به­عنوان برنامه‌­های روتین دانشگاه اجرا می­شوند محصول ابتکارات ایشان بوده است. یکی از هنرهای مدیریتی وی در این دوره، مدیریت ذینفعان متعدد و با دیدگاه­ها و سلیقه­‌های متنوع بود؛ به­‌نحوی که تصمیم­‌گیری فرهنگی را از منطق عقلایی به منطق رضایت­‌بخش تغییر داد و البته بالاترین خروجی را گرفت. در مدیریت امور دانشجویی که نیازمند کار میدانی تمام‌وقت، صبوری مضاعف و درک عمیق از مسائل انسانی است، دکتر برومند بار دیگر توانمندی کم‌نظیر خود را به نمایش گذاشت. حضور مستمر و گفت‌وگوی بی‌واسطه با دانشجویان و پیگیری جدی مسائل، باعث شده بود مدیریت امور دانشجویی از یک ساختار صرفاً اداری، به نهادی پاسخ‌گو، همراه و مورد اعتماد تبدیل شود. بسیاری از دانشجویان، او را مدیری می‌دانستند که «می‌شنود، می‌فهمد و منصفانه تصمیم می‌گیرد». این رویکرد انسانی، نه‌تنها به کاهش تنش‌ها و افزایش رضایت دانشجویان انجامید، بلکه سرمایه اجتماعی ارزشمندی برای دانشگاه ایجاد کرد. یکی از وجوه کمتر دیده‌شده اما بسیار اثرگذار مدیریت دکتر برومند در حوزه امور دانشجویی، توجه جدی او به نقش خانواده‌ها در مسیر تحصیل و رشد دانشجویان بود. او بر این باور بود که مسائل دانشجویی تنها در چارچوب دانشگاه قابل حل نیست و در بسیاری از موارد، همراهی و اقناع خانواده‌ها نقشی تعیین‌کننده در آرامش روانی و موفقیت دانشجو دارد. از همین رو، ارتباط‌گیری مستقیم، صبورانه و مسئولانه با خانواده‌ها را بخشی جدایی‌ناپذیر از وظایف مدیریت امور دانشجویی می‌دانست.

اما اوج هنر مدیریتی دکتر برومند، در ریاست مرکز تربیت بدنی دانشگاه متجلی شد؛ جایی که تخصص فنی او در حوزه ورزش، با مهارت‌های انسانی و ادراکی‌اش گره خورد و نتیجه‌ای کم‌نظیر رقم زد. کسب جایگاه چهارم تیم پسران و پنجم تیم دختران دانشگاه در المپیاد ورزشی دانشجویان کشور به میزبانی اصفهان (تیرماه ۱۴۰۳)، تنها یک دستاورد آماری نبود، بلکه حاصل نگاهی عمیق، سیستمی و انسان‌محور به مدیریت ورزش دانشگاهی بود. در این رویداد، دکتر برومند نه‌تنها برای هر رشته ورزشی یک تیم قدرتمند و منسجم شکل داد، بلکه فراتر از آن، کل کاروان دانشگاه را به یک تیم واحد و همدل تبدیل کرد؛ تیمی که در آن، دغدغه هر ورزشکار و مربی صرفاً موفقیت فردی یا رشته‌ای نبود، بلکه احساس مسئولیت نسبت به نتیجه کلی دانشگاه در میان همه اعضا نهادینه شده بود. این روحیه همبستگی، محصول اعتمادسازی، عدالت در تصمیم‌گیری و نگاه پدرانه‌ای بود که او در تمامی مراحل آماده‌سازی و حضور در مسابقات اعمال می‌کرد. بی‌تردید، اگر برخی کج‌سلیقگی‌ها و ناملایمات غیرورزشی مسیر این رقابت‌ها را تحت‌تأثیر قرار نمی‌داد، دانشگاه شهید بهشتی شایستگی ایستادن بر سکو را داشت. با این حال، آنچه بیش از مدال و رتبه در این رویداد اهمیت یافت، ساخته‌شدن هویتی منسجم، باانگیزه و اخلاق‌مدار برای ورزش دانشگاه بود؛ سرمایه‌ای ماندگار که فراتر از یک المپیاد، در ذهن و جان ورزشکاران و مربیان باقی خواهد ماند. برای آنکه این موفقیت رقم بخورد، ایشان شبانه‌روز در کنار تیم‌ها حضور داشت، با دقت به مسائل فنی گوش می‌داد، دغدغه‌های انسانی را جدی می‌گرفت و با نگاهی راهبردی، آرامش و تمرکز را در کل کاروان حفظ می‌کرد. او نشان داد که مدیریت در ورزش، صرفاً چینش مهره‌ها نیست، بلکه ساختن باور مشترک، اعتماد متقابل و احساس تعلق است.

اکنون که او از میان ما رفته است، فقدانش به­شدت احساس می‌شود؛ اما راه، منش و یاد او در دانشگاه زنده است. دکتر محمدرضا برومند با زندگی حرفه‌ای و انسانی خود، الگویی ماندگار از یک «مدیر برومند دانشگاه» بر جای گذاشت؛ الگویی که یادآور این حقیقت است که خدمت صادقانه، دلسوزی بی‌منت و تلاش خستگی‌ناپذیر، هرگز از خاطره جمعی سازمان و جامعه پاک نخواهد شد. روحش شاد و یادش گرامی باد.

 

میتوانید این مطلب را با دیگران به اشتراک بگذارید: